با صدای جیغ مانند آرمیلا از خواب بیدار شدم ای خدا خیرت نده یه نگاه به دوروبرم کردم

ای دادبی دادمن تو وان چیکا....هاا خبر مرگم اومده بودم حموم هااااا

آرمیلا - پس کدوم گوری موندی

- همون گوری که تو موندی 

سریع خودمو شستمو حولمو پوشیدم و اومدم بیرون آرمیلا هنوز داشت غر میزد

-اووووووووف خفه

- شدی

-تو

- احمق

-الاغ بی دندون

-چی ؟

-نخودچی

-زهرمار

-تو دلت

اومد جواب بده که توهان اومد تو

-واااای چقدر حرف میزنید یکم به اون فکای مبارکتون استراحت بدین

منو آرمیلا با هم گفتیم

- تو ساکت

خندم گرفت توهان دو تا ابرو هاشو انداخت بالا و عقب گرد از  اتاق خارج شد برگشتم سمت آرمیلا

-تو هم تشریف ببر بیرون تا لباسامو عوض کنم

- نمی خوام

- بی حیا

- به تو چه

- د   میگم برو بیرون

به زور انداختمش بیرون

خوب چی بپوشم آها

شال و شلوارو کیف طلایی با مانتو و کفش اسپرت مشکیمو برداشتم و د برو که رفتیم

-سلاااام بر اهل بیتم واا مامان اینا

توهان - رفتن بیرون

آرمیلا با حرص -بریممممممم؟

من- بریم عشقم کپک زدی تو خونه

آرمیلا اومد خفم کنه که توهان مداخله کرد

-ا از هیکلتون خجالت بکشید

آرمیلا -مگه چشه

-خدایا شما چه خنگید دارم میگم.....لا ال..

همون طور که غر میزد سوار ماشینش شد و گفت

- سوار شین دیگه بنده لنگ ندارم براتون پهن کنم

رفتیم سوار شدیم

- خوب کجا بریم

- نمایشگاه مااااااشییین

- خیله خوب چرا هوار میکشی

یکم آهنگ گوش دادیمو کرم ریختیم تا رسیدیم

-میشه چند تا ماشیم بگیرم؟

-دختره ی ول خرج برو هر چند تایی که میخوای بگیر مورد اعتمادن

رفتیم تو ماشیناش خوب بودن یه فراری قرمز با یه بوگاتی بادجونی نه نه بنفش و یه پورشه طوسی خریدم بهم گفتن ماشینارو شب برام میفرستن

آرمیلا- چه خبره میومدی منم میخریدی

- تورو سننه؟

قبل از این که فرصت جواب پیدا کنه رو به توهان ادامه دادم

-توهان بریم دنبال خونه

توهان یه دفعه برگشت سمتم و با بهت گفت

-مگه دوس نداری پیش ما زندگی کنی ؟

-نه نه ... منظورم این نبود دوس دارم یه خونه داشته بعضی موقع ها برم توش

و قیافمو مظلوم کردم

- باشه باشه بریم من یه جای خوب سراغ دارم

- جاش کجاس؟

- جاش؟سعد آباد

-هوم عالیه

- تازه به خونه هم نزیکه

- جدی؟خیلی خوبه

-بریم؟

-بریم

آرمیلا - منم که برگ چقندر

من - ای وای نگانگا چه جوری اون گیاه بیچاره رو به خودش نسبت میده عزیزم تو بوقی بووووووووق

آرمیلا میخواست بیاد خفم کنه که رفتم پشت توهان هینی کشیدم و گفتم :

- مادر تورو خدا فکر فشار خونتون باشید

تا همینو گفتم همچین جری شد که فک کنم توهانم خودشو خیس کرد چه برسه به من

-آیلاااااا فقط اگه گیرت بیارم که من پیرزنم هاااا

-گلم عزیزم عجقم شوهر نداشتت قربونت تو نور دماغ مایی پیرزن چیه تو زدی رو دست همون چیزه کی بود ؟ آهااا همون حضرت نوح

- آیلاااااابیشعور

توهان که از خنده سرخ شده بود پا در میونی کرد

-باشه بابا بسه دیگه خرسای گنده زشته وسط خیابون موها همدیگه رو میکشید

آرمیلا همون طور که داشت با نگاهش برام خط و نشون میکشید سوار ماشین توهان شد ماشین توهان یه بی ام و سورمه ای بود 

توهان - این برجی که میریم کلا مال بابای یکی از دوستامه واحداش خیلی قشنگند

 

 

 

نظرررررررر