سلام رها هستم..

نویسنده رمان لاف عاشقی..

دوستان گلم ..خواننده های رمانم

(ویدای عزیز/بهار خانومم/ابجی خوبم تنها جان/

رامش جان/مژگان گل گلاب /ایسان/زهرا/ابجی فریال گلم/ الهه گلم که

برام نظر نمیزاشتن اما همیشه با ایمیل پیشنهاد میدادن..و

نسرین گل که نظر نمیزاشت اما همیشه میخوند!!

و در اخر نادیای گلم که همیشه بود و با نظراتش منو شاد میکرد..)

میدونم منتظر رمان بودید..

ابجیای خانومی که اسمشونو نگفتم و..

منو ببخشید..

میدونم منتظر رمان بودید..

اما به علت بروز مشکلاتی..(خودمونی)

من از گذاشتن ادامه رمانم در رمان..رمان..رمان

معذورم..شوما میتونید ادامه رمانم روطبق قرارمون 22خرداد بعد..

و پستای رمان هم حذف میشه..از این وب

!!!!

در 98تیا یاع وب دوستاران رمان با مدریت ارزو ودلارام بخونید..

عاشق همتونم و محتاج دعاهاتون..

برام دعا کنید توی این ماه..

ماه رجب..

قربونتون برم

در پناه رب..

یا علی

پیرمردی در تاکسی بود

چه حرف قشنگی زد!

میگفت:

یک زن،،

پای سفره ی عقد، یک "بله"میگه و هزاران سال پای حرفاش میمونه اما امان از

بعضی مرد ها که به اندازه ی یک زن، مرد نیستند
♥ 

روز پدرا مبارک