رمان انتقامه من از عشقم مهمتره
مقدمه: این روزا همه به 2نبال خرد کردن منن.
حالا همه چیزو همه کس میخوان به اون چیزی که خیلی وقته از بین رفته ضربه بزنن...هرچند کوچک اما......کاری
من شکستم طوری که همه صدای شکستنمو شنیدن.احساسمو نادیده گرفت ، قلبم رو له کرد و با 1 پوزخند از کنارم رد شد!
دیگه چیزی از اون دختر مغرور و لجباز باقی نمونده... فقط همینه!هه این منم؟!از من همین مونده؟! دیگه هیچ کسو ندارم....نمیبخشمش
طوری خرد شدم ک نمیتونم روی پاهام وایسم حتی ! اط این پنجره فرسوده و زنگ خورده ، از این چشمای بی تاب و منتظر و از این گلوی پر بغض خسته شدم! خدایا تمومش کن... این اعتراف منه:من تموم!من فقط 1 جسمم که روحمو ازم گرفت ! من تو اوج جوونی پیر شدم ...پیـــــــــــــــر....!
خلاصه:داستان درباره ی 2ختری ب نام ساریناس لوس و نازپرورده که تو دانشگاه عاشق 1 گل پسر به اسم اریا میشه اما آیا به هم میرسن؟ایا میتونن مشکلاتو تحمل کنن؟ ایا موانع رو برمیدارن یا خودشونم مانع میذارن؟ و کلی ایا های دیگه ... خودتون ببینین چی میشه و این عشق به کجا کشیده میشه....
نام نویسنده:خودم!مهدیه قربانی
ژانر:عاشقانه،اتقام جویانه،بازی با احساس :(
اول شخص مفرد گاه هم از سوم شخص
منم که ه به این پستم اضافه میکنم D: خعب اینم کاو رمانمه که دوستم نغمه جونیــــــــــــم برام درس کرده اجی فداتم دست درد نکنه
