-:مگه قراره چی تو نظر من باشه؟؟؟
-:نظر های دخترانه
با این حرف شایان عسل خندید و گفت:فعلا که شما دخترونه فکر میکنید
-:چه طور؟؟
-:حالا
-:نه چه طور؟؟؟
-:والا حرفای مامانتون که....راستی دیشب خوب خوابیدین یا داشتین مثل مجنون ها اهنگ های عاشقانه گوش میدادین؟؟؟
-:اره ولی لیلیم کس دیگه ایه
عسل با صدای بلند خندیدو گفت:لابد اسم اونم عسله
-:هرگز این فکرو نکنید
-:اسمشون چیه بگید اشنا شیم
-:متاسفم به خودم مربوطه
-:عجب پس مجنون خان از کجا شروع کنیم؟؟؟
-:نمیدونم شما واردین حالا چرا سرخ شدین حالتون خوب نیس؟؟؟
-:نه یکم فشارم افتاده
-:والا ما که دیدیم فشار کسی میوفته سفید میشه کسی رنگش قرمز میشه که...
و پوزخند زد
عسل:که چی؟؟؟؟
-:والا ما که دیدیم از حسادت سرخ میشه
-:اونوقت من باید به کی حسادت کنم؟؟؟
-:به لیلی ِ مجنون
-:عشق فقط تو کتاباس
-:شاید طرز تفکرتون به خاطر اینه که کسی سراغتون نیومده و عشق رو تجربه نکردین
-:ترجیح میدم تجربه نکنم
-:اونش دیگه به خودتون مربوطه
-:پس لطف کنین دخالت نکنین
شایان خواست جوابش را بدهد که موبایلش زنگ زد گوشی را جواب داد:سلام طاها خوبی؟؟؟
-:سلام مرسی چه خبر؟؟؟وقت داری این هفته یه مسافرت کوچولو داشته باشیم؟؟؟
شایان به خاطر این که عسل را عصبانی کند گفت:اگه مسافرت دختر باشه میام اگه نه که نمیچسبه
-:وا تو که اهل این حرفا نبودی؟؟؟
-:بی عقل بودم داداش
-:حالا میای یا نه؟؟؟
-:نه قربونت وقت ندارم
-:چرا؟؟؟
-:در گیر یه مشت کار مسخره ام
-:چی هست کار مسخرت؟؟؟
-:خرید عروسی
طاها از ان طرف تلفن فریاد کشید:واقعا؟؟؟یعنی راستی راستی قاطی خروسا شدی؟؟
و با صدایی که از ان طرف تلفن کاملا مشهود بودگفت:نکنه همون دختره باشه که هی تعریفش رو میکردی اسمش چی بود؟؟؟ابجی مربا چی میشه؟؟؟هان عسل همونه؟؟؟
شایان با حالتی عصبی گفت:بعدا بهت زنگ میزنم فعلا
-:قطع نکنیا
ولی شایان تلفن را قطع کرد در همین هنگام تلفن عسل زنگ زد عسل جواب داد:بله؟؟؟
-:سلام
-:سلام شرارره جون خوبی؟؟؟
مرسی خوبم کجایی؟؟چی کار میکنی؟؟؟بریم کافی شاپ؟؟؟
-:نه عزیز در گیرم
-:درگیر چی؟؟؟
-:هیچ خرید عروسی
-:جدی؟؟؟حالا با کی؟؟؟
-:بعدا بهت میگم
-:نکنه همون کارگردانتونه که هی تعریف میکردی چی بود اسمش؟؟؟اقای پارسا اره؟؟؟
-:شراره جون زیادی فضولی میکنی کاری نداری؟؟؟
-:چیه بهت برخورد؟؟؟کجایین صبر کنین منم بیام سه نفری بریم
-:لازم نکرده فعلا خداحافظ
-:باشه خداحافظ
شایان گفت:فکر کنم شمام خواه ناخواه دچار شدین
-:دچار چی؟؟؟
-:همین عشق و عاشقی که تو کتاباس
-:نخیرم
و با حالت قهر سرش را به طرف پنجرا چرخاند
-:لیلی خانوم احیانا اسم مجنونتون شایان نیست؟؟؟
-:اقا مجنون احیانا اسم لیلیتون عسل نیست؟؟؟
بچه ها خیلی ببخشید که این چند روزه پست نذاشتم
مسافرت بودیم امروز اومدیم:d

....