2 سایه
سهیل بود پسری بود با موهای مشکی چشمای قهوه ای نسبتا درشت لبای تقریبا باریک و بینی که به صورتش
میومد رو هم رفته قیلفه ش جذاب بود الانم با اون کت و شلوار یه چیز دیگه شده بود
احسان دستمو کشید و منو رو ی صندلی نشوند قلبم دوباره شروع کرد به تند زدن چشامو بستم سعی کردم
ارامشمو به دست بیارم اهنگ شادی زده شد و تمام دختر پسرا ریختن وسط ارش به سمتم اومد و دستمو گرفت
پاشو بینم انگار پسر عموش مرده
اخمی بهش کردمو گفتم:هووی دور از جون
خندیدو گفت:حالا چون تویی دور از جون بیا بابا اهنگ تموم شد
خنده ای کردم و قرصمو از تو کیفم در اوردمو گذاشتم زیر زبونم بلند شدم و با ارش همراهی کردم بیشتر با
ارشو سهیل هماهنگ میرقصیدم اهنگ زده میشد و ما به اهنگ ضرب میگرفتیمو حرکت عوض میکردیم بچه
ها دست همو گرفتن و دورمون حلقه زدن
دوست دارم شب تا سحر دور سرت بگردممی دونم تو انتخابت اشتباه نکردم
دوست دارم همینجوری بگم برات میمیرم
بگم عاشقت منم تویی عزیزترینم
واسه ی من شیرینه حرفات
کاش تو دستام بمونه دستات
واسه ی من تو بهترینی
کاش همیشه توی قلب من بشینی
خانومم تویی بارونم تویی
عاشق شو دلم آرومم تویی
خانومم تویی بارونم تویی
عاشق شو دلم آرومم تویی
تویی یکدونه سرزمین قلب تنهام
تو همون هستی که بودی توی آرزوهام
وقتی چشماتو می بینم دل من میلرزه
بیا خانومی بکن نذار دلم رو تنها،نذار دلم رو تنها
خانومم تویی بارونم تویی
عاشق شو دلم آرومم تویی
خانومم تویی بارونم تویی
عاشق شو دلم آرومم تویی
دوست دارم شب تا سحر دور سرت بگردم
می دونم تو انتخابت اشتباه نکردم
دوست دارم همینجوری بگم برات میمیرم
بگم عاشقت منم تویی عزیزترینم
واسه ی من شیرینه حرفات
کاش تو دستام بمونه دستات
واسه ی من تو بهترینی
کاش همیشه توی قلب من بشینی
خانومم تویی بارونم تویی
عاشق شو دلم آرومم تویی
خانومم تویی بارونم تویی
عاشق شو دلم آرومم تویی
با تموم شدن اهنگ ارش تعظیم کرد و بلند گفت:تورو خدا خجالتمون ندید باور کنین راضی نیستیم
پوریا پسر عمه م زد پشت گردنشو گفت خودتو لوس نکن
موقع خوردن شام شد و ارکستر اعلام کرد همه سر جامون بشینیم پشت میز نشیتیم و میز روبه رومون چیده
شد جوجه کباب بود با سالادو نوشابه نی و داخل نوشابه کردم و کمی از نوشابه خوردم احساس خنکی کردم
اروم تیکه های کوچیکه مرغو تیکه کردم و قاطی برنج کردم هیچوقت دوست نداشتم کلاس الکی بزارم
که چی مثلا غذا خوردنم کلاس داره
چشمم افتاد سمت عروس داماد که داشتن غذا توی دهن هم میذاشتن کمی از غذا خوردم و رو به احسان
گفتم:داداشی؟
_برگشت نگاهم کرد
_میبریم خونه حالم خوب نیست
سری تکون داد رفتم سمت اتاق که لباسمو عوض کنم مانتومو تن کردم و شالمو سرم انداختم کیفمو از روی
تخت برداشتم و اومدم بیرون که سینه به سینه ی سهیل شدم جیغ خفیفی کشیدم و دستمو روی قلبم گذاشتم
نگاهی نفرت بار بهش کردم و از کنارش رد شدم بازومو گرفت و برم کردوند سمت خودش سعی داشتم
دستمو از تو دستش ازاد کنم اما نمیشد اروم در حالی که سعی میکرد صداش بالا نره گفت:تو چته؟
_ابروی بالا دادم:من یا تو که..
_من که چی؟هان؟
_فکر نمیکردم همچین ادمی باشی
_منم ارزو دارم...
_اره میدونم ارزو داری یه زن سالم داشته باشی.ارزو داری پدر بشی ارزو داری..نفسام تند شد نفس نفس میزدم
ترسید و تکونم داد:اروم باش سایه اروم
دستمو ول کن دستمو کشیدم بیرون و از پله ها با سرعت اومدم پایین از در خونه زدم بیرون دست خودم نبود
دوست نداشتم حال خرابمو کسی ببینه به ماشین تکیه دادم و منتظر احسان شدم چند دقیقه ای گذشت اومد
سمتم با چشمای خیسم روبه رو شد و زمزمه کرد:چته؟اون چی بهت گفت؟
_احسان خواهش میکنم در ماشینو بزن منوببر
در ماشینو زد و من سوار شدم شیشه ماشینو پایین کشیدم و سرمو بیرون کردم دوست داشتم باد به صورتم
بخوره نا خوداگاه دستمو بردم سمت ضبط و اهنگو زیاد کردم چند تا ترک عوض کردم ااهنگ محمد کاظمی
همه زندگیتو به هم ریختم و...عزیزم تو حق داری دلخور بشی
منو با تمومِ بدی هام ببخش...که هر لحظه از عاشقی دلزدَم
تو خواستی بمونی بسوزی به پام...منِ لعنتی زیر حرفم زدم
چشاتو ندیدم،اَزت دل بریدم...دارم بی تو دنیامو از دست می دم
پُر از بغض و دردی،چقدر گریه کردی...می ترسم که هیچ وقت دیگه برنگردی
نمی دونم اصلا چرا بیخودی...من از اون همه عاشقی رد شدم
یه عمری برای تو جون دادم و...فقط تو یه لحظه با تو بد شدم
همون لحظه دنیامو وارونه کرد...یه حسی چشامو رو عشقِ تو بست
دلم از دلِ عاشقت دل بُرید...دلت از همین دل بریدن شکست
هق هقم بلند شد و دستمو جلوی صورتم گرفتم ناگهان ماشین ترمز وحشتناکی کرد سرمو از ترس بالا اوردم
احسان مشتشو محکم کوبید روی فرمون و داد زد بس کن لعنتیییییییییی
از دادش برای لحظه ای چشمامو بستم از ماشین پیاده شد و کمی قدم زد میدونستم عصبیه حقم داشت
سعی داشتم اروم باشم کمی گذشت که دویاره سوار شد و درو محکم کوبید جوری گاز میداد که محکم به
صندلی چسبیده بودم جلوی در خونه ترمز کرد اب دهنمو قورت دادم و اروم پیاده شدم پیاده شد و گفت:کیلید
داری؟
سری تکون دادم زبونم بند اومده بود کیلیدو به سمتم پرت کرد و رو هوا قاپیدمش که گفت:درو از تو قفل کن من
میرم خونه ی عمه اینا مامان اینارو بیارم
سری تکون دادم و کیلیدو توی قفل انداختم داخل شدم و خودمو پروی مبل رها کردم کفشای پاشنه دارم در اوردم
ورو زمین گذاشتم شالمو از رو سرم کندم و پرت کردم رو ی مبل کناری و سرمو به مبل تکیه دادم