رمان

رمان های جدید

رمان عاشقانه

رمان جدید
خواندن رمان

بزرگ وکوچک کردن متن

لحظه های دلواپسی 8 ( قسمت آخر )

تاريخ : پنجشنبه 1392/04/27 | 15:56 | نويسنده : ♥♥♥مینا♥♥♥
اینم یه پایان دیگه رمانش عالی بود کسی خوند ؟


ادامه مطلب


سایر قسمت های این رمان

لحظه های دلواپسی 7

تاريخ : پنجشنبه 1392/04/27 | 15:50 | نويسنده : ♥♥♥مینا♥♥♥

لحظه های دلواپسی 6

تاريخ : پنجشنبه 1392/04/27 | 15:48 | نويسنده : ♥♥♥مینا♥♥♥

لحظه های دلواپسی 5

تاريخ : پنجشنبه 1392/04/27 | 15:34 | نويسنده : ♥♥♥مینا♥♥♥

لحظه های دلواپسی 4

تاريخ : پنجشنبه 1392/04/27 | 15:32 | نويسنده : ♥♥♥مینا♥♥♥

لحظه های دلواپسی 3

تاريخ : سه شنبه 1392/04/25 | 17:4 | نويسنده : ♥♥♥مینا♥♥♥

لحظه های دلواپسی 2

تاريخ : سه شنبه 1392/04/25 | 12:18 | نويسنده : ♥♥♥مینا♥♥♥
چرررراااااااااااااااا نظرررر نمیدین ؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه نظر ندین دیر به دیر میذارما


ادامه مطلب


سایر قسمت های این رمان

لحظه های دلواپسی 1

تاريخ : دوشنبه 1392/04/24 | 22:12 | نويسنده : ♥♥♥مینا♥♥♥
سلام من اومدم با یه رمان فوق العاده قشنگ دیگه نظرا زیاد باشه زود زود میذارم ولی اگه کم باشه ...

نویسنده : مریم

خلاصه :

پارسا پسرعمو والبته پسرخاله ی پروا بعد ازسالها ازخارج به ایران باز می


 گرده.اوباوجود جوان بودن،یک جراح زبردست وموفقه.پروا دررشته ی


 پرستاری به تازگی فارغ التحصیل شده ومشغول به کاردربیمارستانه و


 ازقضا درهمون دیدار اول دلخوری کوچیکی بین این دونفرپیش میاد وهمین


 باعث میشه پروا حسابی حرص بخوره وبخواد تلافی کنه . . .


ادامه مطلب


سایر قسمت های این رمان